تبریک عید سعید نوروز

باغ های خندان به بشارت عید بهار و خوشحالی
جوانه زدن شاخه های پر نقش و نگار فاخته ها و کبک دری و عتدلیان را به نغمه سرایی
می طلبد و پروانه ها را به پذیرایی عطر شگوفه ها دعوت می نماید و غزلان دلفرین را
که عشاق سرگردان به یاد چشم مست معشوقه بی وفا و دل آزار خودشان بیابان در بیابان
می پرستند فرا میخواند تا سختی های زمستان را به فراموشی بسپارند و عید رابا دیدار
دو باره با فصل باران تجلیل کنند و با شنیدن این سرود دلنشین همراز و هم صحبت با
آنهای گردند که دل به عشق زنده دارند ـ

سال نومی شود.زمین نفسی دوباره می کشد.برگ ها
به رنگ در می آیند و گل ها لبخند می زند و پرنده های خسته بر می گردند و دراین
رویش سبز دوباره...من...تو...ما...کجا ایستاده اییم.سهم ما چیست؟..نقش ما
چیست؟...پیوند ما در دوباره شدن با کیست؟...زمین سلامت می کنیم و ابرها درودتان
باد و ...

یادم باشد که زیبایی های کوچک را دوست بدارم
حتی اگر در میان زشتی های بزرگ باشند

یادم باشد که دیگران را دوست بدارم آن گونه
که هستند ، نه آن گونه که می خواهم باشند

یادم باشد که هرگز خود را از دریچه نگاه دیگران
ننگرم

که من اگر خود با خویشتن آشتی نکنم هیچ شخصی
نمی تواند مرا با خود آشتی دهد

یادم باشد که خودم با خودم مهربان باشم

چرا که شخصی که با خود مهربان نیست نمی تواند
با دیگران مهربان باشد.

چه افسانه ی زیبایی... زیباتر از واقعیت ..
راستی مگر هر شخصی احساس نمیکند که نخستین روز بهار گویی نخستین روز آفرینش است؟

***نوروز مبارک***

/ 0 نظر / 8 بازدید